انگيختگي :
انگيختگي گونه اي حالت هوشياري و پيش بيني است که بدن را براي هر اقدامي آماده مي کند، وورزشکار در سطح بهينه آن ، بهترين اجراي خود را انجام مي دهد . اين حالت که به فعال سازي جسم و ذهن مربوط مي شود ، به خودي خود نه خوب است ، نه بد .
اين سطح در بين افراد و تا حد بسيار زيادي در بين ورزشها نيز تفاوت دارد . حتي با مرور زمان براي يک ورزشکار نيز فرق مي کند .
هنگامي که بازيکن توپ را مي گيرد به محرکي بيروني پاسخ مي دهد . چنين حرکتهايي براي فرد ضرورتي پديد مي آورند که مورد توجه روانشناسان است .براي آنکه در بالاترين حد توانائي خود عمل کنيم بايد در حالت مناسبي از فعال سازي باشيم ( نه خيلي کم، نه خيلي زياد) در اکثر سطوح رقابت ، ورزشکاران نوعي افزايش طبيعي در انگيختگي خود ملاحظه مي کنند که در اثر موقعيت محيطي ايجاد مي شود به علاوه ، گرم کردن بايد قدري شديد باشد که ورزشکار رابراي يک اجراي خوب برانگيزاند.
بدن چگونه انگيخته مي شود ؟
پس زدن توپ کاشته از کناردروازه ، بازيکن به آن نگاه مي کند و مي کوشند حدس بزنند ، توپ در کجا فرود خواهد آمد .
بازيکني که توپ به سمت محدوده او مي رود ، براي مهارتوپ به سوي آن مي دود و در اين ميان ، انگيخته اش افزايش ميابد .
در بدن اين بازيکن چه روي مي دهد که او مي تواند اين کار را انجام دهد؟
بخشي از مغز که در تنظيم انگيختگي نقش اصلي را دارد ، دستگاه فعال ساز شبکه اي ، يعني بخشي از ساقه مغز است که نخاع شوکي را به پيش مغز( جايي که محل فعاليت هائي مانند انديشيدن ،
ادراک ، آگاهي از وضعيت بدن و تنظيم جريان خون است ) مرتبط مي سازد .
اين قسمت از مغز با تغييرات در اطلاعاتي که دريافت مي کنيم ، فعال مي شود و از اين رو ، به ما کمک مي کند تا به موقعيت هاي تازه ( مثلا هنگامي که براي مهار توپ به سوي آن مي رويم ) پاسخ دهيم .
بخش ديگري از مغز به نام هيپوتالاموس در تنظيم هشياري نقش دارد و سيستم اعصاب خودکار را فعال مي سازد . سيستم اعصاب خودکار که گاهي مرکز هيجان ها خوانده مي شود ، فرايند هاي جسماني ، از جمله ضربان قلب ، تنفس و گوارش را تنظيم مي کند . اين کار از طريق دو بخش اين اعصاب انجام مي شود .
بخش سمپاتيک که بدن را تحريک و سبب فزايش مصرف انرژي مي شود
بخش پاراسمپاتيک که انرژي را حفظ مي کند .
وقتي بخش سماپاتيک فعال مي شود ، بدن را براي موقعيت اضطراري آماده مي کند و ضربان قلب ، آهنگ تنفس و تنش عظلات افزايش مي يابد . همچنين ، بدن بيشتر عرق مي کند تا خنک شود . اين الگو ي افزايش فعاليت ، يعني الگوئي که به پاسخ گريز يا ستيز معروف است ، واکنش انگيختگي است . در هنگام تعريق بدن آزادشدن قند در جريان خون سبب تامين انرژي بيشتر مي شود .
همين که حالت اضطرار تمام مي شود ، بخش پاراسمپاتيک براي مقابله با اثر پاسخ گريز يا ستيز اقدام مي کند و کارکرد جسماني را به وضعيت تعادل باز مي گرداند . مثلا ، فعال شدن پاراسمپاتيک آهنگ تنفس و ضربان قلب را آهسته مي کند و گوارش را افزايش مي دهد .
رابطه انگيختگي و عملکرد :
تحقيقات زيادي براي يافتن رابطه اي بين سطح انگيختگي يا فعاليت ورزشکار و عملکرد ناشي از آن انجام شده است . هدف اين تحقيقات يافتن سطح بهينه اي بوده است که در آن ، ورزشکاران بهترين اجراي خود را ارائه مي کنند.
پيامداين تحقيقات ، فرضيه اي به نام« يوي وارونه » يا زير بناي روانشناسي ورزشي است که در سال 1908 ميلادي پايه ريزي شد . همانگونه که شکل نشان مي دهد ، اين فرضيه يک مفهوم بسيار ساده را بيان مي کند .
الف. نقطه اي که ورزشکار در آن ، در حد بهينه اي هشيار و آگاه است .
ب. نقطه اي که ورزشکار در آن ، به روان افزائي بيشتري نياز دارد .
پ. نقطه اي که ورزشکار در آن ، بسيار تنيده يا پيش فعال و کمتر از حد بهينه خود عمل مي کند .

البته گاهي اتفاق مي افتد که يک ورزشکار به اندازه کافي برانگيخته نمي شود و عوامل مانند بي علاقگي ، ملال ، عملکرد رامتاثر مي کنند . اگر ما به اين آگاهي مجهزيم که يک ورزشکار در سطح بهينه اي از انگيزش ، بهتر عمل مي کند، بايد از خود بپرسيم که مربي و ساير افراد دست اندرکارچه بايد بکنند تا مطمئن شوند که ورزشکار به اين سطح دست پيدا مي کند و تا سر حد ممکن در اين سطح مي ماند و روش مناسبي که در اينجا پيشنهاد مي شود ،اين است که پيش از هر بازي يا مسابقه ،آزمونهاي پايه روانشناسي ورزشي که شامل آزمون مختصر سطح انگيختگي فرد مي باشد ،برگزار شود .
ارزشيابي مربي وورزشکار از عملکرد را نيز مي توان به اطلاعاتي که از آزمون حاصل مي شوند ، اضافه کرد . پس از گذشت زمان ، يافتن سطح انگيختگي پيش از مسابقه که بهترين عملکرد مربوط است ، ميسر مي شود
انگيختگي به خودي خود بد يا خوب نيست ، بلکه خنثي است و در واقع ، فعال شدن سيستم است
حدي از فعال سازي براي هر اقدامي ضروري است ، اما زيادي آن زيان بار است . دو نظر متفاوت درباره انگيختگي در پي آمده است( همري 1986 Hemery )
ادموسس Admoses برنده مدال طلاي دوي 400 متر با مانع ، درباره بازيهاي المپيک 1976و 1984 مي گويد :
«روش من در گرفتن بهترين نتيجه اين است که انتظار ندارم مسابقه آسان باشد . وقتي فشار وجود دارد کار آسان تر مي شود به هيجان مي آيي و مي خواهي کار را انجام دهي . »
باب تيسدال BubTisdall به يکي از دانشجويان دانشگاه کمبريج اشاره مي کند که با نا اميدي بر آن بود تا مسابقه اي را براي دانشگاه برنده شود و با شکست حريفي از دانشگاه آکسفورد به يک عنوان «بلو» دست يابد ، موقعيتي که چهار سال براي آن کوشيده بود و مي خواست فرصتي بدست آورد . تيسدال گزارش مي دهد که اين « دانشجو در مرحله نهائي در خط شروع مسابقه خشکش زد ، چنانکه ناگزير شديم او را که بدنش مانند جسد سفت شده بود ، از آنجا برداريم »
ادموسس آگاهانه انگيختگي ايجاد مي کرد تا به عملکرد مطلوب برسد انگيختگي بر اين ورزشکار اثر مثبتي دارد ، در حالي که براي آن دانشجو اثر منفي داشت پيش از آنکه به اثر عوامل خاص بر عملکرد بنگريم ، سازو کارهاي اين دو نوع تاثير را بررسي مي کنيم .
نظريه سايق :
يکي از نخستين تعبيرها از رابطه ميان انگيختگي و عملکرد ، مبني بر اين بود که هر چه انگيختگي افزايش مي يابد ، عملکرد نيز بهتر مي شود

اين رابطه که با خط راست نشان داده مي شود ، رابطه خطي نام دارد رابطه خطي را مي توان با فرمول زير نشان داد:
عملکرد = انگيختگي × مهارت
اين نظريه را که به سايق معروف است هال Hull ( 1951) و اسپنس Spence (1956) بيان کرده اند و يکي از عناصر مهم آن ميزان توانائي اجرا کننده در يک مهارت است . اگر مهارت يا تکليفي به خوبي آموخته شده باشد ، انگيختگي ، مانند انگيختگي در مسابقه ، ورزشکار را براي اجراي موفقيت آميز مهيا مي کند . از سوي ديگر ، اگر ميزان مهارت وي کم باشد ، انگيختگي به عملکرد زيان مي رساند و ممکن است در هنگام انگيختگي عملکردش بدتر شود . به بيان ديگر ، به نظر مي رسد که انگيختگي توانائي را افزون تر مي کند .
اگر مربي يا ورزشکار دريابد که سطح انگيختگي بسيار بالا ست ، براي پائين آوردن آن تا زماني که به حد قابل قبول برسد ، مي توان از روشهاي آرميدگي استفاده کرد . از سوي ديگر ، اگر سطح انگيختگي بسيار پائين باشد ، براي بالا بردن آن بايد از روشهاي روان افزائي استفاده کرد . روشن است که ورزشکاران بايد براي کنار آمدن با شرايط غير عادي و خسته کننده روشهاي خود تنظيمي متعددي را تمرين کنند. در برنامه هاي تکاملي ، مربيان به استفاده از خدمات روانشناسي ورزشي تشويق مي شوند .
در بخش آينده به روشهاي پيشنهاد شده که در تنظيم انگيختگي / فعال سازي مفيد هستند اشاره خواهد شد