آیا مربيان بزرگ، باید استاد انگيزهسازي در بازيكنان فوتبال باشند؟
ويژگيهاي مربيان بزرگ
مربيگري مانند جاذبه است؛ شما ميدانيد كه آنجاست، ميدانيد وجود دارد، اما چگونه تعريفش ميكنيد؟!
دكتر جمي ويليامز
مربيان بزرگ بسياري ظاهر ميشوند. به يك مفهوم، مربيگري قدرتمند توانمندانه مسألهاي دروني است و به مفهومي ديگر، ويژگيهايي مشخص وجود دارند كه از ديد اكثريت، معرف رهبري كيفياند. رهبري، فرآيند نفوذ بر اعضاي گروه، در راستاي ايجاد سختكوشي و تعهد در آنان، براي دستيابي به اهداف تيمي است. مربيان هم ميتوانند وظيفه ـ محور باشند و هم شخص ـ محور، اما مربيان ورزشي بيشتر به مقوله وظيفه محوري اتكا مينمايند.
مربيان ميبايست ويژگيهايي را كه ميكوشند به تيمشان تزريق كنند، در اختيار داشته باشند. براي نمونه اگر شما از اعضاي تيم ميخواهيد كه متكي به نفس، خوددار و منظم باشند، در وهله نخست ميبايد همه اين ويژگيها را خود دارا باشيد. يكي از نيرومندترين ابزارهايي كه شما ميتوانيد از آن بهره بگيريد، داشتن الگوست. شما بسان يك نمونه تأثيرگذار براي بازيكنان خود هستيد و هر آنچه انجام دهيد، ديده خواهد شد. وينس لمبوردي ميگويد: «رهبران ساخته ميشوند، به دنيا نميآيند. آنها دقيقاً مانند هر چيز ديگري كه در اين كشور با سختكوشي پديد ميآيد، ساخته ميشوند.» (دولينگ، 1970). مربيان بزرگ اغلب در ميدان مسابقه، پژوهشگر و باهوش هستند. آنها مانند همه پژوهشگران بزرگ ادعاي همه فن حريف بودن نمينمايند. آنها حس ميكنند هميشه چيزي براي يادگيري هست و راغبند كه اشتباهات را بپذيرند. مربيان برجسته برپايه واقعيات تصميم ميگيرند و براي انجام تكاليف پيچيده، احساس و شفافيت مشترك را به كمك ميطلبند. حتي هنگامي كه فشار بيش از اندازه است، آنان بايد راهكار مناسب را براي موقعيت مناسب برگزينند. اين مربيان داراي افكاري سازمان يافتهاند، به جزئيات دقت ميكنند و بخاطر آمادگي كليشان، به ندرت غافلگير ميشوند. دانش گسترده به ايشان اين اجازه را ميدهد كه آموزنده و محركي بزرگ باشند. از اين گذشته آنها به اندازه كافي باهوشند كه بدانند بارها ناچار خواهند بود به خاطر شرايط ناپايدار آنچه را كه با دقت برنامهريزي كردهاند، تغيير دهند. پس انعطافپذيري و داشتن ذهني باز، اهميتي سرنوشتساز در مربيگري دارد.
مربيان موفق نه تنها عميقاً خودجوش و ذاتاً پرشور هستند، بلكه همين اشتياق را در روابطشان پرورش ميدهند. چارلز شواب
ميگويد: «من توانايي خود براي ايجاد اشتياق ميان افراد را بزرگترين موهبتي ميدانم كه دارم. بهترين راه ارتقاي چيزهايي كه در انسان وجود دارد، قدرداني و تشويق است.» (كارينج، 1964). اين مربيان داراي انرژي فراوان بوده، هيجاني براي انجام وظيفه پديد ميآورند و براي اعمال مثبت، نقش شتابدهنده را بازي ميكنند. يك مربي بايد محركي خوب و داراي نيرويي مشوق در گفتار خود باشند تا به ورزشكاران القا كنند كه تنها در صورت سختكوشي دستمزد خود را خواهند گرفت و اينكه انجام عالي هر كار، امري ارزشمند است. مربي نميتواند فرض كند كه منشأ انگيزش را ميشناسد. حتي بازيكناني كه پيوسته تحريك ميشوند ميتوانند از ناحيهاي غير از مربي برانگيخته شوند. آنها هم بايد در جايگاه مردم عادي و هم در موقعيت بازيكن تشويق شوند.
از مشخصات مربيان بزرگ، اعتماد به نفس، جسارت و احترام متقابل است. آنها به صورت حساب شدهاي خطرپذيرند، نوآورند و به تصميم خود اطمينان كامل دارند. ايشان درك كردهاند كه ترسو بودن، آنها را به سر منزل مقصود نخواهد رسانيد. اين اعتماد به نفس و جسارت معمولاً به اعضاي تيم منتقل خواهد شد. شيوه تلاش تيمي بعنوان يك كل، اغلب جلوهگاه كيفيت و تأثير يك مربي بزرگ است. اعتماد به نفس يك مربي ميتواند به اعضاي تيم تواني مضاعف جهت انجام امور خارقالعاده دهد. همچنين مربي بايد به بازيكنان احترام بگذارد. اگر ورزشكاران احترام واقعي ببينند، مربي خود را محترم خواهند شمرد. صداقت مهم است زيرا بازيكنان اگر سخني غلطانداز و به ظاهر معقول را ساختگي تشخيص دهند، آن را نشنيده خواهند گرفت.
مربي براي كشف استعدادهاي هر بازيكن و ايجاد تجربه مثبت تيمي، بايد شخصيت بازيكنان و ديناميك تعامل گروهي را درك كند. گام اساسي آنست كه اعضا را آنقدر خوب شناخت كه قادر بود نقاط قوت و ضعفشان را براي استفاده كامل و بهينه از توان بالقوه آنها در متن تيم، ارزيابي نمود. تقسيم كار نظاممند (يعني قرار دادن بازيكن مناسب در جاي مناسب)، اهميتي حياتي در تيم دارد. براي نمونه گزينش شخص مناسب بعنوان كاپيتان بسيار مهم است. اين گزينش مستلزم شناخت مربي از توان تكتك بازيكنان است.
مربي بزرگ در هنر برقراري ارتباط استاد است. او ميداند شديداً نيازمند آنست كه با كلمات بازي كند. مربيان بايد گوشي شنوا و ذهني باز داشته باشند. ارتباط متقابل، خوشرويي و داشتن سياست «درهاي باز»، پيوندهاي تيمي را نيرومند ميسازد. اين امر در ساختن محيطي قابل اعتماد و آزاد، سرنوشتساز است. درخواست كمك و اينكه بازيكنان بتوانند آزادانه و بدون ترس از مجازات با يكديگر ارتباط داشته باشند، بايد تبديل به هنجار و ضابطهاي پذيرفته گردد. راه برقراري ارتباط و شيوه راهبري تيمي ميتواند نقشي بزرگ در ترغيب بازيكنان به سختكوشي ايفا كند.
هدف، پيشرفت تيم جهت دستيابي و بهرهگيري كامل از توان بالقوه است. مربي در كنار بازيكنان بايد اهداف دستيافتني و خواسته شده تيم را مشخص كند. اگر بازيكنان به رسالت و اهداف تيم بيعلاقه باشند، مربي توانمندانه، مقولهاي دست نيافتني ميشود. مربيان ميبايست حسنتفاهمي قوي را كه متضمن اعتماد و اطمينان دو جانبه است، گسترش دهند. «مربي خوب به معني انگيزش افراد جهت اعتلا به والاترين سطوح وجوديشان از راه دادن فرصت به آنها است، نه محدود ساختن ايشان.» (تزو).
موراي و مَن ميگويند: «يك مربي كاركشته، داراي بينش است، تمركزي قوي بر پيامدها و نتايج، راهكاري واقعگرايانه براي تحقق اين بينش و توانايي انتقال آن و تجديد سازمان با پشتيباني ديگران، از ويژگيهاي اوست.». وظيفه مربيان آموزش، راهنمايي و انگيزش بازيكنان در راستاي دستيازي به اهداف است. آنها توانايي شگرفي براي انتقال شور و هيجان خود به ديگران دارند و هميشه در كنار بازيكنان «در بازي» هستند.
يك مربي بر تيم فرمان نميراند، بلكه هدايتش ميكند. او مسير را تدوين ميكند، جهت ميدهد و فضاي اجتماعي و روانشناسانه را توسعه ميبخشد. مربي خواه مربي يا بازيكني با سمت يك كاپيتان، ميبايست پارهاي مسؤوليتها را به گروه بدهد و جسارتِ دادن استقلال به ديگران را داشته باشد. در غير اين صورت اعضا احساس خواهند كرد كه اعتمادي به آنان نيست كه بتوانند از پس خود برآيند؛ در نتيجه بيتفاوت خواهند شد. در اين ميان ميبايست تعادل حفظ شود و مربي پارهاي مسؤوليتها را بر عهده اعضاي گروه بگذارد.
اين مقاله به تعدادي از ويژگيهايي توسط مربيان نظر داشته است. كساني مربيگري عالي دارند كه بينش قوي، شور و هيجان و توانايي متعهد ساختن 100% افراد را دارا بوده و براي رساندن اين بينش و پندار به واقعيت، اقدام لازم را عملي كنند. مربيان بزرگ در هنر ايجاد ارتباط و انگيزش، احترام متقابل، القاي اعتماد به نفس و اشتياق، نشان دادن و اثبات اعتبار و نيز صداقت بر پايهاي ثابت، ممتازند.
مربيگري مانند جاذبه است؛ شما ميدانيد كه آنجاست، ميدانيد وجود دارد، اما چگونه تعريفش ميكنيد؟!
دكتر جمي ويليامز
مربيان بزرگ بسياري ظاهر ميشوند. به يك مفهوم، مربيگري قدرتمند توانمندانه مسألهاي دروني است و به مفهومي ديگر، ويژگيهايي مشخص وجود دارند كه از ديد اكثريت، معرف رهبري كيفياند. رهبري، فرآيند نفوذ بر اعضاي گروه، در راستاي ايجاد سختكوشي و تعهد در آنان، براي دستيابي به اهداف تيمي است. مربيان هم ميتوانند وظيفه ـ محور باشند و هم شخص ـ محور، اما مربيان ورزشي بيشتر به مقوله وظيفه محوري اتكا مينمايند.
مربيان ميبايست ويژگيهايي را كه ميكوشند به تيمشان تزريق كنند، در اختيار داشته باشند. براي نمونه اگر شما از اعضاي تيم ميخواهيد كه متكي به نفس، خوددار و منظم باشند، در وهله نخست ميبايد همه اين ويژگيها را خود دارا باشيد. يكي از نيرومندترين ابزارهايي كه شما ميتوانيد از آن بهره بگيريد، داشتن الگوست. شما بسان يك نمونه تأثيرگذار براي بازيكنان خود هستيد و هر آنچه انجام دهيد، ديده خواهد شد. وينس لمبوردي ميگويد: «رهبران ساخته ميشوند، به دنيا نميآيند. آنها دقيقاً مانند هر چيز ديگري كه در اين كشور با سختكوشي پديد ميآيد، ساخته ميشوند.» (دولينگ، 1970). مربيان بزرگ اغلب در ميدان مسابقه، پژوهشگر و باهوش هستند. آنها مانند همه پژوهشگران بزرگ ادعاي همه فن حريف بودن نمينمايند. آنها حس ميكنند هميشه چيزي براي يادگيري هست و راغبند كه اشتباهات را بپذيرند. مربيان برجسته برپايه واقعيات تصميم ميگيرند و براي انجام تكاليف پيچيده، احساس و شفافيت مشترك را به كمك ميطلبند. حتي هنگامي كه فشار بيش از اندازه است، آنان بايد راهكار مناسب را براي موقعيت مناسب برگزينند. اين مربيان داراي افكاري سازمان يافتهاند، به جزئيات دقت ميكنند و بخاطر آمادگي كليشان، به ندرت غافلگير ميشوند. دانش گسترده به ايشان اين اجازه را ميدهد كه آموزنده و محركي بزرگ باشند. از اين گذشته آنها به اندازه كافي باهوشند كه بدانند بارها ناچار خواهند بود به خاطر شرايط ناپايدار آنچه را كه با دقت برنامهريزي كردهاند، تغيير دهند. پس انعطافپذيري و داشتن ذهني باز، اهميتي سرنوشتساز در مربيگري دارد.
مربيان موفق نه تنها عميقاً خودجوش و ذاتاً پرشور هستند، بلكه همين اشتياق را در روابطشان پرورش ميدهند. چارلز شواب
ميگويد: «من توانايي خود براي ايجاد اشتياق ميان افراد را بزرگترين موهبتي ميدانم كه دارم. بهترين راه ارتقاي چيزهايي كه در انسان وجود دارد، قدرداني و تشويق است.» (كارينج، 1964). اين مربيان داراي انرژي فراوان بوده، هيجاني براي انجام وظيفه پديد ميآورند و براي اعمال مثبت، نقش شتابدهنده را بازي ميكنند. يك مربي بايد محركي خوب و داراي نيرويي مشوق در گفتار خود باشند تا به ورزشكاران القا كنند كه تنها در صورت سختكوشي دستمزد خود را خواهند گرفت و اينكه انجام عالي هر كار، امري ارزشمند است. مربي نميتواند فرض كند كه منشأ انگيزش را ميشناسد. حتي بازيكناني كه پيوسته تحريك ميشوند ميتوانند از ناحيهاي غير از مربي برانگيخته شوند. آنها هم بايد در جايگاه مردم عادي و هم در موقعيت بازيكن تشويق شوند.
از مشخصات مربيان بزرگ، اعتماد به نفس، جسارت و احترام متقابل است. آنها به صورت حساب شدهاي خطرپذيرند، نوآورند و به تصميم خود اطمينان كامل دارند. ايشان درك كردهاند كه ترسو بودن، آنها را به سر منزل مقصود نخواهد رسانيد. اين اعتماد به نفس و جسارت معمولاً به اعضاي تيم منتقل خواهد شد. شيوه تلاش تيمي بعنوان يك كل، اغلب جلوهگاه كيفيت و تأثير يك مربي بزرگ است. اعتماد به نفس يك مربي ميتواند به اعضاي تيم تواني مضاعف جهت انجام امور خارقالعاده دهد. همچنين مربي بايد به بازيكنان احترام بگذارد. اگر ورزشكاران احترام واقعي ببينند، مربي خود را محترم خواهند شمرد. صداقت مهم است زيرا بازيكنان اگر سخني غلطانداز و به ظاهر معقول را ساختگي تشخيص دهند، آن را نشنيده خواهند گرفت.
مربي براي كشف استعدادهاي هر بازيكن و ايجاد تجربه مثبت تيمي، بايد شخصيت بازيكنان و ديناميك تعامل گروهي را درك كند. گام اساسي آنست كه اعضا را آنقدر خوب شناخت كه قادر بود نقاط قوت و ضعفشان را براي استفاده كامل و بهينه از توان بالقوه آنها در متن تيم، ارزيابي نمود. تقسيم كار نظاممند (يعني قرار دادن بازيكن مناسب در جاي مناسب)، اهميتي حياتي در تيم دارد. براي نمونه گزينش شخص مناسب بعنوان كاپيتان بسيار مهم است. اين گزينش مستلزم شناخت مربي از توان تكتك بازيكنان است.
مربي بزرگ در هنر برقراري ارتباط استاد است. او ميداند شديداً نيازمند آنست كه با كلمات بازي كند. مربيان بايد گوشي شنوا و ذهني باز داشته باشند. ارتباط متقابل، خوشرويي و داشتن سياست «درهاي باز»، پيوندهاي تيمي را نيرومند ميسازد. اين امر در ساختن محيطي قابل اعتماد و آزاد، سرنوشتساز است. درخواست كمك و اينكه بازيكنان بتوانند آزادانه و بدون ترس از مجازات با يكديگر ارتباط داشته باشند، بايد تبديل به هنجار و ضابطهاي پذيرفته گردد. راه برقراري ارتباط و شيوه راهبري تيمي ميتواند نقشي بزرگ در ترغيب بازيكنان به سختكوشي ايفا كند.
هدف، پيشرفت تيم جهت دستيابي و بهرهگيري كامل از توان بالقوه است. مربي در كنار بازيكنان بايد اهداف دستيافتني و خواسته شده تيم را مشخص كند. اگر بازيكنان به رسالت و اهداف تيم بيعلاقه باشند، مربي توانمندانه، مقولهاي دست نيافتني ميشود. مربيان ميبايست حسنتفاهمي قوي را كه متضمن اعتماد و اطمينان دو جانبه است، گسترش دهند. «مربي خوب به معني انگيزش افراد جهت اعتلا به والاترين سطوح وجوديشان از راه دادن فرصت به آنها است، نه محدود ساختن ايشان.» (تزو).
موراي و مَن ميگويند: «يك مربي كاركشته، داراي بينش است، تمركزي قوي بر پيامدها و نتايج، راهكاري واقعگرايانه براي تحقق اين بينش و توانايي انتقال آن و تجديد سازمان با پشتيباني ديگران، از ويژگيهاي اوست.». وظيفه مربيان آموزش، راهنمايي و انگيزش بازيكنان در راستاي دستيازي به اهداف است. آنها توانايي شگرفي براي انتقال شور و هيجان خود به ديگران دارند و هميشه در كنار بازيكنان «در بازي» هستند.
يك مربي بر تيم فرمان نميراند، بلكه هدايتش ميكند. او مسير را تدوين ميكند، جهت ميدهد و فضاي اجتماعي و روانشناسانه را توسعه ميبخشد. مربي خواه مربي يا بازيكني با سمت يك كاپيتان، ميبايست پارهاي مسؤوليتها را به گروه بدهد و جسارتِ دادن استقلال به ديگران را داشته باشد. در غير اين صورت اعضا احساس خواهند كرد كه اعتمادي به آنان نيست كه بتوانند از پس خود برآيند؛ در نتيجه بيتفاوت خواهند شد. در اين ميان ميبايست تعادل حفظ شود و مربي پارهاي مسؤوليتها را بر عهده اعضاي گروه بگذارد.
اين مقاله به تعدادي از ويژگيهايي توسط مربيان نظر داشته است. كساني مربيگري عالي دارند كه بينش قوي، شور و هيجان و توانايي متعهد ساختن 100% افراد را دارا بوده و براي رساندن اين بينش و پندار به واقعيت، اقدام لازم را عملي كنند. مربيان بزرگ در هنر ايجاد ارتباط و انگيزش، احترام متقابل، القاي اعتماد به نفس و اشتياق، نشان دادن و اثبات اعتبار و نيز صداقت بر پايهاي ثابت، ممتازند.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۵/۲۹ ساعت 22:18 توسط احسان فروتن
|
باشگاه فرهنگی ورزشی صباصفه اصفهان (سال تاسیس 1388)