سال‌هاي متمادي است كه در ورزش به ويژه فوتبال از عبارت «بازي جوانمردانه» استفاده مي‌كنيم و در بسياري از مسابقات پرده‌اي را كه در آن عبارت «بازي جوانمردانه» درج گرديده، حمل مي‌كنيم اما تاكنون از خود نپرسيده‌ايم كه بازي جوانمردانه چيست؟ توصيه است يا تكليف؟
آيا فقط درباره بازيكنان صدق مي‌كند يا شامل رفتار تماشاگران، كادر فني، داوران، ناظران مسابقه و ديگر اعضاي برگزاركننده نيز مي‌شود و آن‌ها نيز در ارائه بازي جوانمردانه، نقش و اثر ايفا مي‌كنند؟
سؤال ديگر اين كه آيا بازي جوانمردانه يك توصيه اخلاقي است كه تنها شامل ورزشكاران و وابستگان ورزشي آن‌ها مي‌شود يا اينكه مفهومي تكليفي است و در ميادين ورزشي بازيكنان، كادر فني، كادر مديريتي، داوران، ناظران،‌ تماشاگران و ... را مورد امر و نهي قرار مي‌دهد؟
در هر صورت، بازي جوانمردانه چه توصيه باشد و چه تكليف، داراي چه معيارهايي است و با چه ملاك و ميزاني مي‌توان رفتار جوانمردانه را از عملكرد ناجوانمردانه جدا كرد و تشخيص داد؟
پاسخ اين است كه در حال حاضر هيچ معيار و ميزاني براي معرفي و تشخيص بازي جوانمردانه از بازي ناجوانمردانه در دست نداريم و تنها پاس دادن توپ به حريف هنگام شروع بازي و به اوت فرستادن توپ به هنگام مصدوم شدن بازيكن تيم رقيب، نمي‌تواند نشان ارائه بازي جوانمردانه باشد. چرا كه تا رابطه رفتار انسان (كردار و گفتار) با انديشه و اعتقاد او آشكار نگردد و راهبرد لازم براي اصلاح انديشه‌هاي غلط و باورهاي نادرست رسوب شده در ذهن ارائه نشود، انتظار تصحيح رفتار با بكارگيري توصيه يا تكليف، گماني خام و نارواست. به ديگر سخن، رفتار هر كسي نماد و تجلي انديشه و اعتقاد اوست تا جايي كه با وجود انديشه غلط و اعتقاد نادرست، نمي‌توان رفتار كسي را اصلاح كرد و نيز نمي‌توان بازي ناجوانمردانه را كه تجلي‌گاه بينش نادرست و دور مانده از هندسه ديني است، بدون اصلاح انديشه و باور، به بازي جوانمردانه مبدل نمود.
بنابراين بايد در سايه آشنايي با آموزه‌هاي ديني كه مشتمل بر وظائف و تكاليف شرعي و آداب و سنن الهي است، با رفتارهاي درست آشنا شده و به واجب بودن اموري چون تكريم و پذيرايي از ميهمان و حرام بودن اموري چون توهين و اذيت آن‌ها پي ببريم و در صورت بروز هرگونه رفتار زشت، منشأ آن را در وجود خويش ريشه كن كنيم و تنها در سايه اين اعتقاد و باور است كه تماشاگران تيم رقيب را به خاطر برد تيمشان و يا به خاطر اينكه از تيم محبوبشان حمايت مي‌كنند، مستحق اهانت ندانسته و باخت تيم محبوبمان را دليل بر پرخاش و اهانت به ديگران تلقي نخواهيم نمود، بلكه بازي نيكو را در هر كجا كه مشاهده شود، مورد تحسين قرار مي‌دهيم و بر مبناي باورهاي ديني، هنر بازي خوب را در هر جا و از سوي هر تيم كه باشد، سزاوار تحسين تلقي مي‌نماييم.
گرچه آرزويمان آن است كه از تيم محبوبمان بازي زيبا مشاهده كنيم، اما اگر امور بر وفق مرادمان نبود، هرگز نتيجه نگرفتن تيم خود را مجوزي براي اهانت به تيم مقابل قرار نمي‌دهيم و خود را با رفتارهاي ناشايستي چون فحاشي و حمله به تيم ميهمان، آرام نمي‌نماييم و قبل از شروع بازي با انواع رفتارهاي شكننده و انجام اموري چون ممانعت از تمرين تيم ميهمان در زمين خودي يا عدم ارائه رختكن مناسب به آنها، درصدد عدم نتيجه‌گيري حريف بر نمي‌آييم.
پس ناگزير هستيم كه با همكاري همه دست‌ اندركاران و تأثيرگذاران در حوزه ورزش، ساختار رفتاري حاكم بر فوتبال را تغيير داده و از مقصر ديدن ديگران و بي‌تقصير دانستن خود بپرهيزيم و نادرستي تصميم داور يا زشتي رفتار برخي بازيكنان تيم رقيب را مجوزي براي اهانت قرار ندهيم بلكه با حفظ آرامش و صبوري از راه‌هاي قانوني درصدد احقاق حق خود برآييم.
با توجه به آنچه گفته شد به خوبي مي‌توان نتيجه گرفت كه خشونت‌هاي موجود در ميادين ورزشي به ويژه فوتبال، مولود اين انديشه نادرست است كه بايد براي نتيجه‌گيري تيم مورد علاقه خود به خشونت، درگيري و اهانت متوسل شويم درحالي كه اين امور با آموزه‌هاي ديني فاصله بسيار داشته و موفقيتي كه با چنين ابزارهايي حاصل شود، مصداق فدا كردن آموزه‌هاي ديني براي به دست آوردن نتيجه بازي است كه ما را از اصلاح و تربيت و داشن محيطي امن در ورزش براي هميشه محروم مي‌كند.