در ان صبح زود كه فوتبال در ايران خاصيت ملي به خود گرفته بود، نه از استاديوم صد هزار نفري آزادي نشاني گرفته مي شد ،نه از ميدان بعد از مسابقه براي ارائه تبليغات سوني ديادورا. در آن روزها نه از موبايل خبري بود نه از اينترنت ، نه از شبكه هاي ماهواره اي و نه از فكس و فاكسي ميل.

در ان روز ها چهار صد دستگاه، نازي آباد ، جواديه و… وجود داشت. كه هم معدن كشف استعداد ها بود و هم معدن معرفت ها و رفاقت ها

هر كدام از اين محله ها نمائي بود از تحول در بافت اجتماعي و خيزش بخشي از اقشار پائيني به سوي اميال و خاستگاه اقشار متوسط. اين ها مكان هائي بودند كه فوتبال ملي و باشگاه هاي بزرگ كشور از ان جا تغذيه مي شدند.زمين هاي خاكي اين كانون ها نشانه اي از بضاعت فوتبال آماتوري ايران بود.در روزگاري كه نه از اسپانسري سوني، سامسونگ ،ال جي و ديگران خبري بود. پرويز خان قليج خاني ،مسعود اقا برومند، عزيز خان اصلي، همايون خان بهزادي ،حسن اقا حبيبي، مصطفي عرب، محراب شاهرخي و… مشك هاي آب پاش پاك سازان زمين هاي خاكي بر تارك فوتبال ايران خود نمائي مي كرد و شكوه وجلال داشت.

بله در يكي از ان صبح زود بود كه مردي چمدان به دست از كشوري به نام تركيه كه زير سايه ايران زندگي مي كرد با هزاران اميد و آرزو قدم به خاك تهران گذاشت تا از گل هاي فوتبال ايران گل بچيند.

ان مرد در آن روزگاران چون از ويزا كارت، مستر كارت  و ساير كارت هاي اعتباري خبري نبود با چمداني پر از لير تركيه در فرودگاه مهر آباد با پرواز تركيش اير به زمين نشست تا قفل چمداني را به روي بازيكناني بگشايد كه در افكار خود پديده اي به نام ناسيوناليسم و دموكراتيك  همراه داشتند.

مرد ترك با هزاران اميد و آرزو از استانبول به تهران سفر كرده بود. او در انديشه خود مي پنداشت كه با گشودن درب چمدان و برق ليرهاي ترك مي تواند در خيال به آنچه كه در سفر آرزو داشت دست يابد. اما نمي دانست كه ليرهاي ترك در برابر ريال ايران كم ارزش و ناچيز هستند. جائي كه يك دلا آمريكا  سي ريال مبادله مي شد. از طرفي او از خصوصيات بچه هاي نازي آباد، چهارصددستگاه و… بي خبر بود. او نمي دانست اين محله ها محل ظهور و رشد مرداني است كه عشق و شوقشان مردمشان است هرچند در نداري و سختي روزگار طي كرده باشند.

ولي از يك جهت با تمام اين تعلقات ملي، حق با مرد ترك بود. چون او در مسير جهش مي پنداشت كه فوتبال حرفه اي نياز به اين چمدان ها دارد.

گريزي نبود او آمد! يعني بدري چاكر! بدري وقتي پا به تهران گذاشت و از پله هاي فدراسيون فوتبال بالا و پائين مي رفت خيلي زود يك موضوعي را به خاطر سپرد يعني مرتب سيگار بكشد. دود هوا كردني نه از باب طبع بلكه از بابت عصبانيت دستگاه فوتبال ايران. او چون شبحي به دنبال پرويز قليج خاني بازيكن بزرگ تاريخ ايران و جلال طالبي بود.

 بعد از دريافت پاسخ منفي او به تركيه بازگشت. نوبت تيم باير مونيخ بود كه پيشنهاد 40000دلاري را براي خريد پرويز قليج خاني روي ميز فدراسيون فوتبال ايران بگذارد.كه باز با پاسخ منفي روبرو شدند. تا اين جا ،صادرات بازيكن به خارج بي معني بود .

كمي به گذشته بر گرديم

مرحوم خان سردار، دروازه با ن ايران را مي توان اولين ايراني نام برد كه در فوتبال اروپا در سال هاي 1920 به بعد خوش درخشيد. خان سردار در تيم سروت سوئيس بازي مي كرد او به عنوان دروازه بان تيم ملي سوئيس در مقابل تيم فرانسه عضويت داشته است.

در سال 1924 با آمدن مرحوم حسين صدقياني دومين بازيكن ايراني كه در فوتبال اروپا صاحب نام گشت، تلاش براي تطبيق شيوه هاي فوتبال مدرن روز با فوتبال ايران مضاعف شد. او در دوازده سالگي عضو تيم خردسالان فنر باغچه تركيه بود و سپس در اطريش در تيم جوانان راپيدوين بازي مي كرد. آنگاه به بلژيك رفت و در تيم شالو اسپورتينگ به مدت 11سال سانتر فوروارد اين تيم بود . در همين سال ها بود كه مرحوم عباس تنيده گر كه در پست سانتر هافبك بازي مي كرد مورد پسند روس ها واقع شد. روس ها در مذاكرات فشرده تلاش كردند تا او به مسكو برود اما تنيده گر براي نرفتن خود به اين دليل اكتفا كرد،

مي خوام توي اين زمين خاكي خودمان بازي كنم…. مي خوام توي زمين عبداله شوتي جلوم باشد و اكبر و احمد (مرحوم اكبر حيدري مشهور به اكبر طوفان و احمد خطيبي) اينور و انورم باشن. مي خوام از بچه هاي خودمون پاس بگيرم.

 سال ها به 1335/36 رسيد. زماني كه مرحوم علي كني اولين رئيس فدراسيون براي دومين بار به اين سمت رسيد مقدمات اعزام پرويز كوزه كناني را به اروپا فراهم كرد.  پرويز با معرفي مايوفسكي مربي اطريشي وقت تيم ملي ايران به تيم رئال مادريد اسپانيا رفت اما وعده هاي تو خالي باشگاه تاج و سازمان تربيت بدني او را از ادامه راه باز داشت.

كوزه كناني سرانجام به المان رفت و باشگاه هاي كلن و باير لوركوزان براي به خدمت گرفتن او دست به كار شدند و سرانجام او به تيم بايرلوركوزان با قرارداد ساليانه 50000 مارك به عضويت اين تيم درامد.

بيوك جديكار   در سال 1335 از طريق يك تاجر ايراني براي عضويت در تيم هاي رم لازيو و تورينو دعوت نامه دريافت كرد و سرانجام با دريلفت حقوق ماهيانه 90000لير ايتاليا با تورينو به توافق رسيد.

اين بار نوبت به مسعود برومند رسيد كه مورد توجه باشگاه ناپل ايتاليا واقع شد.                            ادامه دارد.