با دادن تذكر جدي به خاطي، به بازيكني كه خطا رويش انجام شده و هم تيمي هاي او ثابت مي شود كه يك نفر داخل ميدان هست كه نمي گذارد حقش ضايع شود، آن وقت آن بازيكن در ادامه دنبال فوتبال سالم مي رود . اما اگر صحنه بالا بالعكس باشد، مطمئن باشيد بازيكن مورد نظر يا هم تيمي او از شما مأيوس ميشوند و خودشان اقدام به گرفتن حق خود ميكنند. آنگاه شما قضاوت كنيد در ميدان چه اتفاقي مي افتد زد و خورد هاي انتقام جويانه كه در پايان باعث از دست دادن بازي توسط داور مي شود .

 

پس بهتر است داوران بخصوص اوايل بازي بازدن سوتهاي صحيح وقاطع خيال هر دو تيم و مربيان و تماشاگران را راحت كنند، بخصوص داوراني كه شناخته شده نيستند . اگر يك داور شناخته شده از كنار دو سه خطا بگذرد شايد هيچ اتفاقي نيفتد چون پذيرفته شده است و مقبوليت دارد و بازيكنان اينچنين استنباط مي كنند كه حتماً كار او درست است و به خودشان اجازه اظهار نظر نمي دهند ( گرفتن پنالتي توسط داوران شناخته شده در مقابل داوران ناشناخته نمونه اي از انجام اين كار است )

براي اعمال مديريت در زمين بازي بايد به اين مسائل كه در مديريت ها مورد توجه قرار      مي گيرند توجه شود . 

1- ببينيم كه كجا هستيم و براي چه تيمي داوري مي كنيم .

2- ببينيم براي چه رده ي سني داوري مي كنيم .

3- ببينيم فرهنگ فوتبال آنها درچه حدي است

 4- محيط ، نگرشها خرده فرهنگها مورد توجه قرار گيرند .

نكته شايان ذكر اينكه نبايد قوانين داوري محو موارد فوق شوند .

در بحث مديريت موردي داريم بنام گردش شغلی، مثلاً در بانكها شاهد اين موضوع هستيم . در برخي شركتها، در مدارس يك معلم ، معاون ميشود و بعداً مدير ميشود . به يكي از پستهاي اداري داخل ميشود و بعداً رياست اداره، سپس در رده هاي مدير كل يا وزارت مشغول بكار ميشود . البته اينكه اين موارد اجرا ميشود يا نمي شود جاي بحث نيست، اما يك اصل مديريتي است كه كشورهاي پيشرفته بخصوص در شركتها از اين اصل پيروي مي كنند.