روند مربیگری
"اگر به روشی که تا به حال زندگی کرده اید زندگی کنید، همواره هر آنچه تا کنون به دست آورده اید عاید شما خواهدشد."
وقتی مراجع احساس کند برای تغییر وضعیتی خسته کننده در زندگی خود انگیزه دارد با تصمیم جدی و حمایت دیگران از قبیل یک مربی (coach) می تواند به تغییر دست یابد.
" آیا چگونه می توانید به مقصدی برسید، در حالیکه نمی دانید به کجا می خواهید بروید؟"
آیا این مثل این نیست که شما در مسیری قرار گرفته باشید که هیچ دیدی ندارید؟ روش تجسم (visualization process) مراجع را در راه رسیدن به خواسته های واقعی خود در زندگی کمک می کند و این انگیزه ای تازه برای هدف گذاری به دنبال خواهد داشت که منجر به پیدایش آن دید می شود.
" اگر دنیا را از چشمی دیگر نگاه کنیم چه می بینیم؟"
مسئله این است که مراجع غالباً از اعتقادات عمیق درونی و رفتار و اعمال متعاقب آن ناآگاه است.
مراجع همواره با مشخص کردن واقعیت جاری زندگی خود و با بکار گرفتن یک جهت یاب، جهت حرکت خود را در مسیر دلخواه تنظیم کرده و خود را در آن مسیر نگاه می دارد.
" این عظمت کوهی نیست که در مقابل شماست، بلکه این سنگریزه های درون کفش شماست که مانع بالا رفتن شما از کوه شده است."
مشخص کردن موانعی که شما را متوقف کرده است قدمی در راه حل مشکل شما خواهد بود.
بکارگیری مستمر دیدها و تصمیم های جدید به مراجع در یادگیری و بازآموزی و تغییر اساسی کمک می کند.
" آیا می توانید خود را مثل آب تصور کنید با علم به اینکه در صورت برخورد با مانع می توانید از بالای مانع عبور کنید و یا راهی از میان آن بازکنید و یا آن را دور بزنید و گاهی فقط در مقابل آن متوقف شوید."
قسمت مهمی از روند مربیگری (coaching process) کارکردن با مراجع برای ایجاد انعطاف در شیوه برخورد او و ایجاد پیشنهاداتی است که نهایتاً وی را به نتیجه لازم می رساند.
" انتخابهای ما می توانند به آزادی مکنجر شده و ما را قادر به ادامه حرکت نمایند."
وقتی مراجع دید خود را مشخص نمود و حرکت خود را در جهت هدف تنظیم کرد، تصمیم گیری در انتخاب مسیر پیشرفت آسانتر می شود.
مدل مربیگری – ۱۰ ستون
هدف من از ارتباط مربیگری (coaching relationship) این است که شما تغییرات مثبتی را در خود ایجاد کنید که شما را به سوی رویاهایتان هدایت کند.
مربی از طریق شنیدن موثر و سوالات عمیق، به مراجعه کننده کمک می کند که به آگاهی و روشن شدن موضوعات برسد. این کار می تواند شامل روشن شدن وضع زندگی فعلی و اهداف آینده؛ ارزش ها، توانایی ها، و شخصیت مورد نظر باشد.
فرایند خودآگاهی از طریق بازتاب ها و بینش ها در جلسات و از طریق انجام تمرین ها، به مراجعه کننده امکان می دهد تا گزینش های جدیدی را انجام داده و تغییر در زندگی اش را نشان دهد.
مربی از مراجعه کننده پشتیبانی کرده و در صورت لزوم او را برای حفظ جهت دلخواه او آزمایش می نماید. یعنی همچنانکه مراجعین وارد کنش می شوند، برای همیشه تمرکز و عمل کرد خور را روی چیزهای که با ارزش و پایدار هستند نگه می دارد.
برای مثال یک سازه را در نظر بگیرید که اگر بدون یک فونداسیون محکم و طراحی خوب ساخته شده باشد، زیاد پابرجا نمی ماند و جوابگوی آزمایش در شرایط سخت محیطی نخواهد بود. به شیوه ای مشابه، مراجع موضوع خود را درباره اینکه "چه کسی است" و می خواهد دارای چه خصوصیاتی باشد مشخص می کند.
اغلب این موضوع واقعیت دارد که ما خودمان و توانایی هایمان را باور نداشته و یا حتی به خودمان اطمینان نداریم، و به دنبال تصمیمات و تصویب های دیگران هستیم.
مراجعه کننده از طریق سیر تغییر (journey of change)، عزت نفس خود را افزایش داده و بتدریج اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده و خود باوری بالاتری را بدست می آورد.