استفاده از واژگان انگلیسی و کنار هم چیدن شان در چند وقت اخیر در وب سایت ها و روزنامه های فارسی زبان نماد و نشانه ضمنی دانش نویسنده تلقی شده و با استقبال سردبیرها و مدیران مسئول رو به تولدی قارچ گونه دارند.
فارغ از معنا دار و مرسوم بودن واژگانی که بی مایه مورد استفاده قرار میگیرند ، ژست علمی که به این نوشته ها داده می شود در نوع خود بی نظیر و خنده دار است.
در این نوشتار ، به بررسی یک نمونه جدید از سبک نوشکفته نقد در ادبیات فوتبال ایران می پردازم.
آقای جلال چراغپور ، از کارشناسان با سابقه فوتبال کشورمان ، با سابقه نشستن بر نیمکت تیم ملی ایران در بازی های آسیایی 1982 ، که سالها است از عرصه کار حرفه ای مربیگری در فوتبال ایران کنار گذاشته شده اند و تحت عنوان کارشناس فوتبال در جراید و صدا و سیما حضور دارند در روزنامه خبر ورزشی به تقسیم شغل مربیگری همت گماشته اند.
در نوشته ایشان که به طور مستقیم به قضاوت مربی بودن یا نبودن سرمربی فعلی تیم ملی ایران می پردازد مربیان فوتبال به سه دسته تقسیم شده اند.

(http://varzeshi.net/sport.php?go=12-88.12.16.jpg)
ایشان دقیقا گفته اند :
 اصولا در علم روز فوتبال ، مربیان به سه گروه تقسیم می شوند
 :

Teacher coach
مربیان معلم - که علم و دانش خود در مربیگری را با روش های آموزشی به تیم تزریق میکنند
 

Manager Coach
  مربیان مدیر - که مدیریت خوبی بر تیم شان دارند

Architecture coach
 مربیان معمار- که با توجه به تجربه و شناخت کافی ، این پتانسیل را دارند تا تیم را متحول یا به عبارتی تحولی زیر ساختی ایجاد کنند "

اولین سوالی که در مقابل این تقسیم بندی به ذهن میاد واژه شناسی ان است ، کلماتی که به کار برده شده اند به چه معنا هستند ؟
Coach :
واگن راه اهن ،کالسکه ،واگن راه اهن ،مربى ورزش ،رهبرى عمليات ورزشى را کردن ،معلمى کردن
روانشناسى : اماده ساز
ورزش : مربى
علوم نظامى : کمک مربى کمک استاد
اصل این کلمه ، به معنای وسیله نقلیه در ادبیات انگلیسی استفاده می شود و چنانچه کسی هم اکنون در انگلستان زندگی کند میتواند استفاده از این کلمه را برای اتوبوس ها در سفرهای بین شهری مشاهده کند.
این کلمه که در زبان پارسی به "مربی " ترجمه شده است در کنار سه واژه دیگر در این تقسیم بندی قرار میگیرد ، اکنون می توان بررسی کرد کلمه مربی از کجا آمده است :
مربی ، یه لفظ عربی است که اسم فاعل از فعل رب است که در زبان مذکور به معنا پرورش دادن استفاده می شود.
در این تقسیم بندی ، کلمه مربی در کنار معلم ، مدیر و معمار آورده شده است و از آنها به گونه های مختلف سبک های مربیگری یاد می شود ، به این معنا که هر یک از مربیان بزرگ دنیا میتواند در یکی از این گروه ها قرار بگیرد .

"واژه سازی " این کارشناس فوتبال کشورمان یک "هم پوشانی " در زبان و نوعی "سفسطه کلامی " محسوب می شود ، چرا که بر همگان واضح است لفظ مربی به معلم ورزشی خطاب می شود که با مدیریت یک گروه از افراد یا یک فرد به قصد تغییر رفتار او در جهت ارتقای همه جانبه در یک ورزش خاص قدم بر میدارد.
به طور واضح ، یک مربی نیاز مند دانش بالایی در زمینه ورزش مربوطه است تا بتواند آن ورزش را درک کند و با آشنایی با فنون آموزش نقشی معلم گونه را برای شاگردان اش ایفا میکند و در عین حال با آشنایی با اصول "رهبری" ( نه مدیریت !! ) در فوتبال نوین به ساختن یک تیم می پردازد !
این گونه نیست که بتوان یک مربی را پیدا کرد که با صرف دانش مدیریتی نام مربی ! بر او بتوان گذاشت.
که اگر چنین بود به طور قطع تیم ملی فوتبال ایران نیازی به یک مربی ورزشی نداشت و مدیر توانمندی هم چون مهندس صفایی فراهانی در نقش یک مربی مدیر ( به زعم استاد جراغپور) ظاهر می شد و ایران را به قهرمانی جام جهانی می رساند !
یا یک تئوریسن و مدرس حرفه ای هم چون آقای محصص هم اکنون نام یک مربی معلم را بر خود میگماشت !
هم چنین ، باید پرسید بنا بر این تقسیم بندی جایگاه مربیانی چون فرگوسن ، ونگر ، مورینیو ، بنیتس ، گواردیولا ، کاپلو ، لیپی و ...کجاست ؟
برای مثال ، آیا مورینیو یک مربی مدیر است یا مربی معلم یا مربی معمار؟

سوال دومی که میتواند مطرح شود ، از خود آقای چراغپور خواهد بود.
برحسب این تقسیم بندی ، دوران مربیگری ایشان در بازی های آسیایی 1982 دهلی نو در کدام دسته از این تقسیم بندی قرار میگیرد ؟
در آن تورنمنت که روی نیمکت تیم ملی حسن حبیبی باتجربه جای خود را به جلال چراغپور داده بود در دور مقدماتی ابتدا ایران با دو گل از سد تیم ضعیف یمن گذشت. در دیدار دوم تیم ژاپن، حریف ایران بود که با ارائه یک بازی بسیار منطقی روی یک ضد حمله به گل برتری رسید و تمامی تلاشهای بازیکنان ایران که بسیار بی‌برنامه بازی می‌کردند و به سمت دروازه ژاپن هجوم می‌بردند بی‌ثمر ماند. در دیدار سوم گروهی تیم  کره جنوبی را با یک گل مغلوب نمایند. بهروز سلطانی‌ دروازه‌بان ایران در این بازی بسیار آماده نشان داد و فرصت‌های فراوانی را از حریف گرفت.

 با این پیروزی تیم ایران راهی دور یک‌چهارم نهایی گردید تا در مقابل کویت صف‌آرایی کند. تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران در یک دیدار جنجالی و پر حادثه با تک گلی که در وقت اضافه دریافت نمود از راه‌یابی به مرحله نیمه‌نهایی بازماند. پس از آنکه داور هندی مسابقه در سوت خود به علامت پایان این دیدار دمید مورد حمله عباس کارگر، بهروز سلطانی و محمد مایکی‌کهن قرار گرفت که با دخالت پلیس جلوی وقوع فاجعه گرفته شد.
تماشاگران هندی حاضر در استادیوم به شدت بازیکنان ایران را مورد اعتراض قرار دادند و در نهایت تیم ایران تنها خاطره‌ای تلخ و زشت از این مسابقات بر جای نهاد.
در این مسابقات که به شرح فوق گذشت ، کدام یک از این سبک های مربیگری را شاهد بودیم ؟
چرا در برد مقابل کره جنوبی ، ستاره زمین دروازه بان ؟! تیم بود؟
کویت ، در 1982 تیم قدری بود که ایران را مغلوب خود کند ؟
آیا مربی وقت تیم ملی ایران ، دانش خود ؟ را به بازیکنان اش در نقش یک مربی معلم انتقال داده بود ؟
آیا مربی ایران ، یک مربی مدیر بود تا بتواند یاغیان تیم اش را مهار کند و ان فاجعه در دهلی نو را رقم نزند ؟ شاگردان این مربی از او چه آموخته بودند که مهار شان تنها توسط پلیس قابل انجام بود ؟
تحولی که این مربی معمار در فوتبال ایران با آن ستارگان آفریده بودند چنین نتیجه ای داشت !
و سوال آخری که از این مقاله میتوان پرسید ، این نکته خواهد بود ، مبنای علمی این تقسیم بندی در کدام مقاله ، کتاب ، مجله ، کلاس آموزشی و ...مورد اشاره قرار گرفته ست؟
در کجای عالم بر آن تحقیق شده و سندی علمی دال بر حقانیت چنین تقسیم بندی وجود دارد ؟
چگونه است که هم اکنون در سخنرانی ها و مقالات چاپ شده  دانشگاه های مشهور ورزش انگلستان ، هم چون لاف براف ، لیورپول ، برونل ، بنگور و ....هیچ نشانی از این تعریف مربیگری نمی بینیم؟

ناخودگاه به یاد جمله معنا دار عادل فردوسی پور در برنامه اخیر اش خطاب به یک مسئول می افتم ؛
آقای چراغپور ، ما گوشمون درازه ، مردم چی ؟؟!