بسیار کم تر از توان تیم ملی بود- نگارنده را برآن داشت تایکبار دیگر آنچه را درحوزة مدیریت فوتبال در ذهن واندیشه دارد و همواره بر مبنای تحلیل رفتار باشگاههای داخلی به آن دست یازیده است را مجدداً مورد مداقه قراردهد تا به مدلی منطقی جهت بررسی مؤفقیت های تیمی و تجزیه و تحلیل رفتارهای یک تیم – به ویژه در حوزة فوتبال – دست یابد .گزارش مورخة 24/6/86 در روزنامة همشهری شمارة 4366 با عنوان نوک پیکان انتقاد به سوی کادر فنی که گزارش کمیتة تربیت بدنی مجلس پیرامون دلایل شکست تیم ملی در بازیهای آسیایی را ارائه می داد. انگیزه تدوین مطالب پی آمد را دو چندان نمود .امید آنکه مطالب مطروحه برای مدیریت فوتبال درایران چه در سطح ملی و چه در سطح باشگاهی مفید واقع شود.

 

نیمة دوم فوتبال

اگر عمر فوتبال را معادل یک بازی کامل فوتبال در نظر بگیریم می توان گفت فوتبال در طول عمر خود وارد نیمه دوم بازی شده است . نیمة اول بازی به پیدایش ، فراگیری و تثبیت بازی فوتبال گذشته و توانسته است به موازات مسابقات المپیک برای خودش جای پایی بگشایدوجام جهانی فوتبال را مهمترین پدیده ورزشی دوره های چهار ساله بنماید . در نیمة اول عوامل فوتبال از نظر  درجه اهمیت سیر تاریخی ، توپ ، بازیکن ، مربی و در نهایت باشگاه را سپری کرده اند. در روزهای آغازین فوتبال مهمترین عامل « توپ» بود. هرجا که توپی وجود  داشت فوتبال می توانست شکل بگیرد. توپ به فوتبال هویت داد و جمعیت علاقمند را به خود جلب کرد . هرچه فوتبال فراگیر تر شد بازیکن اهمیت پیدا کرد ، متعاقب اهمیت بازیکن تکنیک و فن بازی اهمیت پیداکردو موجب اهمیت مربی شد و درنهایت مسابقات و جذابیت آن باشگاهها و اهمیت آن را پدید آورد.

تازمانی که این سیر تاریخی طی شود ، فوتبال در کلیت خودش به یک فن همه جانبه تبدیل شد که با استفاده از علم روز به روز فنی تر و تخصصی تر گردید ، لکن با توجه به اینکه عوامل فوتبال محدود به توپ ، زمین و بازیکن می شوند ، یادگیری آن برای همه در دسترس می باشد. اگر درابتدای پیدایش فوتبال مبدعان آن حرف اول را می زدندامروز همه کشورها مدعی آن هستند.ظهور و حضور پدیده های فوتبال در مسابقات جام جهانی فوتبال نشانگر آن است که فن و تخصص فوتبال چیزی نیست که دراختیار افراد یا کشورهای خاصی باشد و دیگران از ورود به حوزة آن عاجز باشند. دیگر فقط اروپا نیست که دارای فوتبال فنی و تخصصی است بلکه آفریقا هم در این حوزه حرفی برای زدن دارد و آسیا نیز می تواند تا یک چهارم نهایی مسابقات جام جهانی خودش را بالا بکشد. درارزیابی فوتبال قاره ای نیز گرچه برخی کشورها سرآمدتر نشان می دهند ، لکن این سرآمدی ابدی نبوده و همه کشورها باسرمایه گذاری مناسب و با بکارگیری تعدادی بازیکن و یک مربی مناسب می توانند برای سرآمدان ایجاد مشکل نمایند . اگر روزی ایران می توانست هفده گل نثار مالدیو کند امروز دیگر حضور مالدیو در مسابقات یک مانع جدی است. اگر نگوئیم فوتبال به ا نتهای خودش رسیده است ، لااقل می توانیم بگوئیم نیمة اول فوتبال به پایان رسیده است و فوتبال وارد نیمة دوم عمر خود شده است . درهمین ایران خودمان هم اگر روزی تیم های استقلال و  پرسپولیس شاهکار خلقت بودند و لرزه براندام دیگر تیم ها می انداختند امروز در مقابل تمام تیم هامی لرزند و با کوچکترین غفلتی از میدان بیرون رانده می شوند . گرچه همین امروز هم فوتبال در سراسر کشورها قاره هاوجهان هم وزن و هم سطح شده است ، می توان گفت در دهه آینده فوتبال در سطح فن ، تکنیک و تخصص در تمام جهان هم سطح خواهد شد و از این پس مدیریت های فوتبال نقش اصلی را ایفا خواهند کرد.

«مدل سه عاملی مؤفقیت تیمی » نشان می دهد که مدیریت فوتبال چه عواملی را وچگونه باید مدیریت کند. دراین مدل سه عامل اصلی شناسایی می شود و دیگر عوامل جزیی و زیر گروه عوامل اصلی معرفی  شوند.

عوامل اصلی:

1-باشگاه

2-مربی

3-بازیکن

مدل سه عاملی مؤفقیت تیمی

باشگاه

ß

مربی

ß

بازیکن

شکل شمارة 1

 

براساس این مدل باید دقت نمود که فوتبال از جنس تکنولوژی نیست که باشگاهی یا کشوری بتواند در آن به تکنولوژی خاصی دست یابد که مختص خودش باشد و دیگران از کشف و بکارگیری آن عاجز باشند . فوتبال یک « فن» عام است که همه قادر به دسترسی ، رشد و توسعه آن می باشند و سیر تاریخی فوتبال آن را به اثبات رسانده است .

 

نقش عوامل فوتبال

نقش باشگاه : باشگاه متناسب با منابع در اختیار ، تهدیدها و فرصت ها ، نقاط قوت و نقاط ضعف خویش مؤظف به تدوین و بکارگیری برنامة استراتژیک ویژة خود میباشد که طی آن آرمان ، اهداف (بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت ) و ارزش های باشگاه تعیین ، تدوین واعلام می گردد .

نقش مربی : مربی در راستای استراتژی باشگاه مؤظف به تحقق اهداف باشگاه بر مبنای ارزش های تعیین شده می باشد و می بایست توان و مهارتهای بازیکنان را به گونه ای ارتقاء بخشد که بازیکن بعنوان عامل اجرایی تحقق اهداف و استراتژی ها امکان تحقق اهداف را به مربی بدهد.

نقش بازیکن : بازیکن براساس آگاهی کامل از استراتژی های باشگاه (آرمان ، اهداف و ارزش ها ) مؤظف به استفادة عملی از مهارتها ، بهبود مداوم و پایدار مهارتها و تعهد شخصی به کار آمدی ، در راستای برنامة مربی درجهت تحقق اهداف می باشد .

 

مدل سه عاملی مؤفقیت تیمی نقش ها (عملکرد)

باشگاه

ß

مربی

ß

بازیکن

برنامه ریزی استراتژیک

-آرمان

- اهداف (بلند مدت ،میان مدت وکوتاه مدت)

- ارزش ها

ß

آموزش مهارتهای فنی و ارتقاء توان بازیکن و تیم

ß

- استفاده عملی از مهارتها

- بهبود مداوم و پایدار

شکل شمارة 2

 

 

 

 

 

انگیز ه های عوامل فوتبال

انگیزة باشگاه :باشگاه می بایست در راستای آرمان ،اهداف و ارزش های تدوین شده ، نسبت به ایجاد و آفرینش انگیزه های باشگاهی و تیمی اقدام نماید. آرمان و ارزشهای باشگاه باید در رگ و پی تمام اجزای باشگاه جاری گردد وچنان برای اعضای باشگاه مقدس شود که انگیزه های دسترسی به آن را ایجاد نماید . تدوین آرمان ، اهداف و ارزش ها گرچه ضروری و لازم است لکن بدون حضور و وجود انگیزه ها که تعهد به اجرای آن را تأمین و تضمین نماید ، فقط نوشته ای است برکاغذ و بی ارزش. انگیزه اساسا ً‌می بایست از رأس سازمان فوران کند وکل سازمان را پوشش دهد.

نسبت انگیزه به سازمان مانند نسبت آب به یک زمین شیبدار می باشد که همواره آب از بالابه پایین جریان می یابد و عکس آن امکان ندارد .رأس باشگاه باید انگیزه را تولید و در تمام سطوح توزیع کند . انگیزه باید از باشگاه به مربی و بازیکن واز مربی به بازیکن انتقال یابد. بازیکن نمی تواند موجب انگیزش مربی و باشگاه و یا مربی موجب انگیزش باشگاه شود.

انگیزه باشگاه یک موضوع کاملاً سازمانی و غیرفردی است وسطح اول انگیزه می باشد .

انگیزة مربی : چنانچه باشگاه بتواند نسبت به انگیزش مربی اقدام نماید ، مربی انگیزه باشگاهی خواهد یافت . لکن در کنار انگیزش باشگاهی که یک انگیزه سازمانی است ، مربی بعنوان فرد نیز باید دارای انگیزه شخصی باشد . تحرک مربی از ترکیب انگیزه باشگاهی و انگیزه شخصی تأمین می گردد.

انگیزه بازیکن : بازیکن باید انگیزه باشگاه را دریافت نموده با انگیزه ای که از مربی دریافت می نماید ترکیب نموده و با افزودن انگیزه شخصی خود به آن به انگیزه مضاعفی دست یابدکه طی آن اهداف باشگاه و نیز اهداف شخصی را محقق نماید.

 

مدل سه عاملی مؤفقیت تیمی انگیزه ها

باشگاه

ß

مربی

ß

بازیکن

انگیزه های باشگاهی و تیمی 

ß

انگیزه های باشگاهی ، تیمی و شخصی

ß

انگیزه های باشگاهی و تیمی انگیزه های مربی

انگیزه های فردی و شخصی

شکل شماره 3

 

 

ارتباط میان عوامل

ارتباط میان عوامل فوتبال ، از نظر مفهومی و منطقی ارتباطی است کاملاً دو طرفه و دوسویه و  هریک از عوامل می بایست از ارتباط یک طرفه که طی آن نقش ، آزادی و اختیار عامل دیگر را نادیده می گیرد پرهیز کند.

مدل سه عاملی مؤفقیت تیمی ارتباطات

 

 

 

 

 

 

 

                                       

                          ارتباط

                                 عوامل فوتبال

 

باشگاه

مربی

 

بازیکن

 

شکل شمارة 4

 

 

 

 

نتایج اجرای مدل سه عاملی مؤفقیت تیمی

چنانچه نقش هریک از عوامل ، شامل باشگاه ، مربی و بازیکن براساس مدل فوق درست تعریف شود و باشگاه بتواند انگیزة باشگاهی و تیمی را به مربی و بازیکن بدون اتلاف انرژی منتقل نماید و مربی و بازیکن انگیزه های شخصی خود را با انگیزة باشگاهی و تیمی ترکیب نموده و آن را مضاعف سازند و ارتباط میان عوامل دو طرفه و دو سویه تعریف شود ، می توان گفت ساختار مدیریتی باشگاه درست و منطقی شکل گرفته و  عملکرد باشگاه می تواند نتایج زیر را برای هر عامل داشته باشد.

 

مدل سه عاملی مؤفقیت تیمی نتایج

باشگاه

ß

مربی

ß

بازیکن

- هم آهنگی و هم افزایی

- سازگاری

- فرهنگ سازی باشگاهی

 

 

à

ß

 

- برنامة تخصصی و بهینة بازیها

- افزایش کیفیت عملکرد

 

 

à

ß

- پذیرش مدیریت باشگاه و تخصص مربی

- مدیریت برخود

(آرمان ، اهداف و ارزش های شخصی )

- تعهد شخصی به کارآمدی  

شکل شمارة 5

 

با جمع بندی مطالب بیان شده و ترکیب شکهای 1 تا 5  مدل نهایی سه عاملی مؤفقیت تیمی را به شرح زیر خواهیم داشت.

 

 

 

 

 

 

 

مدل سه عاملی مؤفقیت تیمی نهایی

                عوامل

موضوع  

باشگاه

 

مربی

 

بازیکن

حوزة عملکرد نقش ها

برنامه ریزی استراتژیک

-‌آرمان

- اهداف (بلند مدت،میان مدت ، کوتاه مدت )

- ارزش ها

 

à

ß

آموزش مهارتهای فنی و ارتقاء توان بازیکن و تیم

 

à

ß

- استفاده عملی از مهارتها

- بهبود مداوم و پایدار

حوزة انگیزه ها

انگیزه باشگاهی و تیمی

 

 

à

ß

- انگیزه باشگاهی و تیمی

+

- انگیزه شخصی

 

 

à

ß

- انگیزه باشگاهی و تیمی

+

- انگیزه مربی

+

- انگیزه فردی و شخصی

حوزة ارتباطات

ارتباط باشگاه با مربی

ارتباط باشگاه با بازیکن

ارتباط باشگاه با خود

 

à

ß

ارتباط مربی با باشگاه

ارتباط مربی با بازیکن

ارتباط مربی با خود

 

à

ß

- ارتباط بازیکن با باشگاه

- ارتباط بازیکن با مربی

- ارتباط بازیکن باخود

حوزة نتایج

- هم آهنگی و هم افزایی

- سازگاری

- فرهنگ سازی باشگاهی

 

 

 

 

à

ß

-پذیریش مدیریت باشگاه

- برنامه تخصصی و بهینه بازیها

- افزایش کیفیت عملکرد تیمی

 

 

 

 

à

ß

- پذیرش مدیریت باشگاه

- پذیرش مدیریت و تخصص مربی

-مدیریت برخود (آرمان ، اهداف ، ارزش)

-تعهد شخصی به کار آمدی

 

 

آفت های عدم شکل گیری مدل سه عاملی

 

1-عدم تخصص مدیریتی باشگاه در حوزة مدیریت ورزشی

2-عدم  تدوین و تبیین استراتژی ها و فقدان برنامة استراتژیک در سطح باشگاه

3-فقدان «آرمان » باشگاه.

4-نگاه تک عاملی به باشگاه و تیم .

1-4 همه چیز باشگاه است . باشگاه محوری (مدیرعامل باشگاه )

2-4 همه چیز مربی است . مربی محوری

3-4 همه چیز بازیکن است . بازیکن محوری

5- پذیرش دیگر عوامل در کنار خود به صورت ابزاری

1-5 باشگاه عامل مربی و بازیکن را می پذیرد ولی آنها را نه عامل تفکر بلکه ابزار عملیاتی می داند.

2-5 مربی باشگاه و بازیکن را ابزاری برای ذهن متفکر خودش می داند.

3-5 بازیکن مربی و باشگاه را عامل فرعی و ابزاری درخدمت تفکر و توانایی خودش می داند. نگاه ابزاری به دیگر عوامل در نزد باشگاه بسیار قوی ، نزد مربی با یک درجه تخفیف ، و نزد بازیکن ضعیف تر می باشد . و بزرگترین آفت باشگاهها و تیم ها در تحقق اهداف همین نگاه ابزاری است .

6- انحصار آموزشهای مربی و بازیکن به تکنیک و تحلیل ساختار بازی و بازیکن.

7- فقدان آموزشهای مدیریتی ، کارکرد تیمی و رفتارهای تیمی و فردی در سطح باشگاه ، مربی و بازیکن .

8- فقدان اهداف مشترک پرجذبه و وجود اهداف متفاوت بین باشگاه ، مربی و بازیکن .

9- ارتباط یکطرفه میان باشگاه و مربی و نیز مربی و بازیکن .

10- فقدان تأثیر تفکر بازیکن و مربی در تدوین اهداف باشگاهی .

 

حلقة مفقوده سازمان فوتبال

چنانچه در سطح اول مدل ، حوزة عملکرد به صورت ساختاری شکل بگیرد و انگیزه ها از رأس باشگاه تولید و در سطوح بعدی جاری شود ، شرط لازم تحقق نتایج در سطح چهار م مدل تأمین شده است لکن شرط کافی تحقق نتایج موکول به شکل گیری درست سطح سوم مدل یعنی ارتباطات می باشد . عمده ترین مشکل باشگاهها مربوط به این سطح مدل می باشد که فقدان آن منجر به عدم همسازی اهداف سازمانی و پرسنلی (باشگاه ، مربی و بازیکن ) می گردد . اگر سهم هر عامل را در حوز نقش آفرینی مؤفقیت تیمی به صورت مساوی معادل 30% بدانیم و جمع نقش آفرینی عومل را 90% بدانیم ، آنگاه 10% ایفای نقش باقیمانده متعلق به متولی همسازی اهداف سازمانی و پرسنلی است که وجود آن ایفای نقش عوامل را به 100% می رساند و عدم وجود آن موجب عدم جمع پذیری نقش عوامل می گردد و منجر به  عدم مؤفقیت تیمی می گردد.

این حلقة مفقوده واین متولی هم سازی اهداف را بر مبنای نقش مدیر منابع انسانی در حوزة سازمانها استخراج نموده و فرض ایجاد جایگاه و بکارگیری مدیر منابع انسانی – یا هر نام دیگر که باشگاهها و فرهنگ فوتبال مناسب بدانند – درسطح باشگاهها را ادعا می کنم .

نقش مدیر منابع انسانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

باشگاه

à

ß

مربی

à

ß

بازیکن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ایجاد ارتباط منطقی ، سالم و دوسویه و هم سازی اهداف

 

 

رایج ترین پدیده در فوتبال امروز به ویژه فوتبال ایران که مؤفقیت تیمی را آسیب رسان می سازد مشکلات و اختلاف بین باشگاه با مربی ، باشگاه با بازیکن ، مربی با بازیکن و باشگاه با بازیکن می باشد.

عمدة این اختلافات درحوزة ارتباطات بین عوامل و درحوزة رفتار بروز و ظهور پیدا می کند . انتظار حل و فصل اینگونه مشکلات توسط باشگاه یا مربی ، انتظاری دور از دسترس می باشد و معمولاًٌ به صورت ریشه ای حل وفصل نمی گردد. این وظیفه را می بایست فردی بعهده بگیرد که مورد وثوق و اعتماد باشگاه ، مربی و بازیکن باشد و هر بار نوع ارتباط بین  عوامل را باز تعریف نموده و به سامان برساند.

مدیر منابع انسانی یک باشگاه ورزشی و یک تیم فوتبال می بایست دارای دانش عمومی مدیریت ، دانش تخصصی منابع انسانی ، آشنا به روانشناسی ، آگاهی به علوم رفتاری و تحلیل رفتار متقابل باشد . او مؤظف است و باید بتواند با تنظیم رفتار هریک از عوامل نسبت به دیگری انگیزه های شخصی و تیمی و باشگاهی را هم سو سازد و بعنوان تسهیل کننده ارتباطی بین عوامل ، بردارهای هر یک از عوامل را درجهت تحقق اهداف هم راستا نماید.

در وضع فعلی فوتبال به ویژه فوتبال باشگاهی و ملی ایران تعامل مناسب بین سه عامل مؤفقیت تیمی وجود ندارد، منحنی صعود و سقوط هریک از تیم های فوتبال کشور بیانگر برخورداری تیم از نیروی مضاعف و ویژه یکی از عوامل در یک دوره و تخلیه انرژی همان عامل در دورة بعد می باشد . در لیگ حرفه ای کشور بارها شاهد بوده ایم که مدیریت باشگاه بسیار قوی عمل کرده و بار ناتوانی های مربی و بازیکن را به دوش کشیده  و قهرمانی باشگاه را تضمین نموده است .

یااینکه یک مربی دریک باشگاه تیم را به قهرمانی می رساند و در باشگاه دیگر درانتهای جدول درجا می زند . هم اینطور شاهد بوده ایم که در یک دوره و دریک تیم تنها چند بازیکن شاخص تمام باردیگر عوامل را به  دوش کشیده اند وتیم رابه قهرمانی رسانده اند .  ولی چون ایفای نقش یک عامل غیرمتوازن شکل گرفته است مؤفقیت تیم درسال یاسالهای بعدمحقق نمی گیرد.رشد متوازن یک تیم زمانی شکل میگیرد که عوامل باشگاه ، مربی و بازیکن هریک به اندازه وزن و اهمیت خود ایفای نقش نماید.

یکی از وظائف مدیر منابع انسانی می تواند متوازن نمودن نقشها باشد

مشکلات زیر را مورد مداقه قرار دهید .

- مدیرعامل باشگاه مؤافق مربی وهیئت مدیره مخالف او هستند و یا بالعکس .

- مربی هیئت مدیره و مدیرعامل باشگاه را غیر تخصصی و غیر حرفه ای می داند .

-      دانش مربی گری بازیکن بالاتر از مربی است .

-      بازیکن ها به مربی تحمیل شده اند .

- مربی نمی تواند بازیکن پنجاه میلیونی خود را با بازیکن صدو پنجاه میلیونی خود همراه و هم سو نماید.قابل توجه است که تمام گل های ایران در جام ملتهای آسیا در مرحلة نهایی توسط بازیکنان میانی و مدافعین به ثمر رسید.

-      مربی توان حل اختلافات رفتاری بین بازیکنان را ندارد.

- تیم نیازمند رهبری است در حالیکه باشگاه و مربی هر دو مدیریت می کنند.

-      ...

- حل و فصل اینگونه مشکلات را نمی توان از مدیریت باشگاه یا مربی تیم انتظار داشت ، این مشکلات در حالیکه بسیار جدی هستند در تخصص و توان باشگاه و مربی نیستند . گرچه  ممکن است یک مدیر باشگاه یا یک مربی خاص ازاین توانمندی بهره مند باشد ولی تعریف این وظیفه در حوزة عملکرد او غیر منطقی و نادرست است .

در پایان ضمن تأکید بر ضرورت بکارگیری تخصص مدیریت منابع انسانی در فوتبال کشور به ویژه تیم ملی کشور به ویژه در بعد تحلیل عملکرد تیم  و ضرورت بکارگیری مدل سه عاملی مؤفقیت تیمی در فوتبال به اطلاع می رساند برای اولین بار این مدل در سال گذشته با مربی فهیم و متفکر فوتبال ایران آقای مجید جلالی در میان نهاده شد و ایشان ضمن استقبال از آن ،جهت اجرایی کردن مدل در یکی از باشگاها اقدام نمودند ، لکن با عدم استقبال باشگاه مواجه گردید و به نتیجه نرسید.