در مقاله‌هاي قبلي به حكم ضرورت، در باب بعضي از صفات اخلاقي و تاثير آن در «موفقيت»، ناگزير خيلي مختصر و گذرا به توضیح در مورد انواع موفقيت پرداخته شد، با مطالعه‌ روي مطالب مطرح شده به اين نتيجه رسيدم كه زمان مناسبي است تا مروري داشته باشيم بر ديدگا‌ه‌مان روي اين واژه سحر‌آميز. چرا كه هدفي كه توسط اين واژه (موفقيت) نامگذاري شده است مسمايي دارد كه بايد به درستي آن را بشناسيم و به سمت آن هدف شناخته شده حركت كنيم. لیکن از آن‌جايي كه پرداختن به اين مهم در لابه‌لاي مقالات مختلف كمي دور از انصاف است بر اين شدم كه يك سري از مقالات را به این موضوع اختصاص دهم تا با تحليل اين موضوع مباحث بعدي را با هدفي شناخته شده‌تر دنبال كنيم.
واژه «موفقیت» از جمله کلمات بسیار زیبا و آرمانی برای همه انسان‌هاست، چرا که زندگی انسان متشکل از مجموعه‌ای از خواسته‌ها و اهداف کوچک و بزرگ است و دست‌یابی به آنها مصداق واژه «موفقیت» در زندگی است. اگر در رابطه با موضوع و مصادیق «موفقیت» دید وسیع‌تر و درستی داشته باشیم خواهیم دید که موفق شدن در هر کاری تبدیل به یک «هدف» خواهد شد نه یک «آرزو».
«هدف» واضح، مشخص، دست‌یافتی و قابل برنامه‌ریزی است و می‌توان در هر لحظه با شاخص‌های معینی فهمید که چقدر با آن فاصله داریم. مثل این‌که می‌خواهیم از تهران به شیراز مسافرت کنیم، هدف شیراز است و ما می‌توانیم از روی نقشه و با برنامه‌ریزی صحیح در موعد مقرر به شیراز برسیم. اما در مورد «آرزو» مقصد واضح و مشخص نیست مثل این است که می‌خواهیم به جنوب مسافرت کنیم. در این خواسته «هدف» مشخص و واضح نیست یعنی معلوم نیست قصد داریم به کجا سفر کنیم. چون مقصد مشخص نیست پس «برنامه‌ریزی» و «وسعت دید» هم معنایی ندارد. لذا باید به موضوع «موفقیت» به چشم یک «هدف» بنگریم. تعیین هدفِ مشخص و صحیح، کسب آگاهی، دقت، هوشیاری، برنامه‌ریزی و استفاده از تجارب دیگران، ابزارهای مهم و اساسی ما برای کسبِ موفقیت مورد نظرمان خواهند بود.
یک مثال ملموس‌تر، آیا توجه کرده‌اید که «رفاه» یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های زندگی است. قطعا این واژه را می‌شناسید و به دنبال آن هستید. همه به دنبال رفاه هستند و آن را «نقطه آرامش و امنیت» در زندگی می‌دانند. اما سوال این‌جاست که «رفاه» یعنی چه؟ چه مشخصاتی دارد؟ کجاست؟ مسیر صحیح برای رسیدن به آن کدام است؟ عده‌ای تا لحظه مرگ به دنبال رفاه هستند اما علی‌رغم تمام تلاش‌ها و سختی‌هایی که در طول زندگی پرفراز و نشیب تحمل کرده‌اند به اقرار خودشان هرگز به رفاه نرسیده‌اند زیرا آرامش و امنیتی احساس نمی‌کنند.
به هر حال با این مقدمه کوتاه سعی کردم با ایجاد علامت سوال‌هایی به قول معروف باب صحبت را باز کنم. بیایید با خودمان صادق باشیم، چرا از ناموفق بودن شکایت می‌کنیم در حالی که شناخت درستی از آن نداریم؟ چرا برای شناخت موفقیت، آن هم برای چیزی به این مهمی که هر لحظه درگیرش هستیم به طور صحیح و اصولی تلاش نمی‌کنیم؟
شاید بگویید برخی موفق هستند اما هیچ اطلاعاتی در مورد تئوری موفقیت ندارند. این حرف به ظاهر درست است، اما آیا این افراد در همه جنبه‌ها موفق هستند یا در یک مورد خاص؟ آیا با برنامه‌ریزی موفق شده‌اند یا بخت یارشان بوده است؟ آیا می‌دانند چگونه باید از این موفقیت حفظ و حراست کنند؟ اگر پاسخ این سوالات مثبت است مطمئن باشید که آنها نیز برای این شناخت تلاش کرده‌اند و اشکال در قضاوت شماست.
اگر ما در حوزه‌های عملی و نظری، در تلاش هستیم تا موضوع «موفقیت» را بررسی و تحلیل‌ کنیم برای آن است که در درجه اول به خودمان و بعد به دیگران کمک کنیم. یک اندیشمند فرزانه در زمان انتشار كنفرانس‌هایش در مقدمه نوشت که این اقدامات او «به آن‌ جهت است كه هر كس وظيفه دارد حاصل تحقيقاتش را، اگر به حال ديگران مفيد بداند، در اختيار آنان قرار دهد. حاصل تحقيقات را صرفا‌ به خود اختصاص دادن، نوعي خيانت به همنوع است» بنابراین قصدمان خدمت است.
این مجموعه در سه قسمت ارايه خواهد شد و طوری برنامه‌ریزی شده که در پایان شما با حوزه‌های مهم کسب موفقیت آشنا شوید. بر همین اساس در قسمت اول مقاله به ارايه یک تقسیم‌بندی در رابطه با انواع موفقیت و توضیحات مختصری در مورد هر یک از این انواع می‌پردازیم:
قسمت اول – ارايه یک تقسیم‌بندی برای انواع موفقیت
در زندگی روزمره و در تعاملات اجتماعی و حتی خانوادگی وقتي سخن از موفقيت به ميان مي‌آيد می‌توان ذهنیت افراد را به دو گروه تقسیم‌بندی کرد، موفقیت‌های روحی- روانی (معنوی) و موفقیت‌های اجتماعی (مادی).
1- موفقيت‌های روحی- روانی (معنوی):
نظیر انتخاب یک همسر همراه و همدل یا به عبارتی یک ازدواج موفق، مادر یا پدر موفق شدن در رابطه با تعلیم و تربیت فرزند، فرزندی که پدر و مادر از او رضایت کامل دارند و دعای خیرشان همراه اوست، همسری فداکار و وفادار بودن، کسب ویژگی‌هایی نظیر پایبندی به همسر، شغل و درآمد سالم، مودب بودن و رعایت نزاکت، خوش‌برخورد بودن، خوش‌خلق بودن، شیرین بودن، عزت نفس داشتن، مهربان و رقیق‌القلب بودن و... همه این موفقیت‌ها یک احساس درونی است که در بیشتر مواقع فقط خود شخص متوجه آن است و ممکن است عده معدودی که در محیط خانواده یا در محل کار در کنار او بوده و با او در تعامل روزمره هستند این موفقیت را تا حدودی درک کنند. به عبارتی این گونه موفقیت‌ها موجد ساختار و استحکام شخصیت در انسان می‌شود.
«من مي‌خوهم كاملا شبيه يك درخت باشم. مي‌خواهم همواره نمو كنم. از بالا ميوه‌هايي داشته باشم و از پايين با استحكام روح و ريشه خود را در اعماق زمين فرو برم تا بتوانم به زندگاني عملي خود روش و نيرويي بدهم» بتهون
نکته قابل توجه دیگر این است که بیشتر این‌گونه موفقیت‌ها جزو ذات و شخصیت انسان می‌شوند، به عبارتی چیزی جدا و منفک از شخصیت او نیستند. مثلا نمی‌توان خوش‌خلقی را از شخصی جدا کرد و گفت که از این لحظه به بعد تو خوش‌خلق نخواهی بود. لذا این گونه موفقیت‌ها نوعی دارایی حقیقی محسوب می‌شوند که قابل سرقت نیست و مشمول ضوابط عزل و نصب نیز نمی‌شوند.
موفقیت‌های روحی– روانی، ویژگی خاص دیگری نیز دارند، این که اغلب این گونه موفقیت‌ها نزد عقلا و فرهیختگان هر جامعه از ارزش نسبی بیشتری برخوردارند. زیرا اساسا شامل صفات متعالی انسانی هستند، صفاتی که شرط لازم برای زندگی اجتماعی است.
صاحب مثنوی در بیان ارزش مهربانی و رقت قلب می‌فرماید:
مهر و رقت وصف انسانی بود
خشم و شهوت وصف حیوانی بود
سعدی شیرازی در وصف جوانمردی و خوش‌خلقی می‌فرماید:
جوانمرد و خوش‌خوی و بخشنده باش
چو حق بر تو باشد تو بر خلق باش
همان‌طور که پیش‌تر گفته شد و شما هم متوجه شده‌اید، این‌گونه موفقیت‌ها به نوعی پایه و اساس سیستم فکری و روانی انسان را تشکیل می‌دهند.
به نقل از یک فیلسوف، «راز موفقيت اشخاص بزرگ در اين است كه ناملايمات را نديده مي‌گيرند، زيرا چنين شخصي هر شكستي برايش پيش بيايد، نديده مي‌گيرد و همين طور به تدريج بر اراده و قدرت روحي‌اش اضافه مي‌شود تا بالاخره مرد نابغه‌اي بشود. چون در زندگاني هر ذي‌روحي غيرممكن است كه در عالم خودش ناملايمات برايش پيش نيايد، پس بايد كاري بكند كه ناملايمات را اسير خود بكند نه اين‌كه او اسير ناملايمات بشود.
گويند امير تيمور گوركان كارش به جايي رسيد كه از همه‌چيز قطع اميد كرد، خود را در جاي خلوتي پنهان كرد تا از گرسنگي بميرد. مورچه‌اي را ديد كه دانه‌اي سنگين‌تر از وزن خودش را مي‌خواهد از يك شيب بالا ببرد؛ تا نيمه راه مي‌رفت و مي‌افتاد، بعد از آن‌كه چندين بار افتاد بالاخره دانه را بالا برد. اين پشتكار برايش سرمشق شد... و همان امير تيمور بزرگ شد...»
در گفته این فیلسوف، صفاتی نظیر نادیده گرفتن ناملایمات زندگی و پشتکار مورد تاکید قرار گرفته و نتایج بزرگ موفقیت در کسب این صفات مطرح شده است.
البته ناگفته نماند که کسب این‌گونه موفقیت‌ها بسیار سخت و مستلزم آموزش صحیح و تجربه مستمر و به طور کلی کسب پرورش فکر صحیح است. به صورت عادی نمی‌شود یک شبه، انسان سخاوتمندی شد یا یک روزه موفق شویم که عنان دیو عصبانیت را به دست اراده دهیم تا او را مقهور خواسته خود کند. مگر به لطف و عنایت «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند».
اما باید بدانیم که هرچه قدر در جهت کسب این‌گونه صفات پیش برویم به لحاظ اهمیتی که دارند موفقیت بزرگی محسوب می‌شوند چرا که می‌توانند تمام جنبه‌های زندگی ما را تحت‌تاثیر اثرات مثبت خود قرار دهند. برخی بزرگان به قدری در کسب این‌گونه موفقیت‌ها پیش رفته‌اند که می‌گویند «چقدر عالي است كسي به كسي خوبي كند، آن طرف بدي جوابش بدهد، و اين گذشت كند» اگر کمی به عمق این جمله توجه کنیم و با رفتار و خلق و خوی خودمان آن را بسنجیم، متوجه خواهیم شد، کسی که توانسته چنین رفتار و افکاری را در زندگی روزمره خود پیاده کند، در چه مرحله بالایی از صفات انسانی سیر می‌کند و به چه موفقیت بزرگ و زیبایی دست یافته است.
بیایید «هدیه دادن» را در نظر بگیریم. حتما شما هم با افرادی برخورد کرده‌اید که از هدیه دادن لذت می‌برند. حتی برخی آن‌چه را که برای خودشان عزیز است، به دیگری هدیه می‌دهند. این افراد موفق شده‌اند تا حدود قابل توجهی در مبارزات پیاپی با دو غول «خساست و بخالت» برنده میدان باشند. آیا به نظر شما این یک موفقیت بزرگ نیست؟ آیا به نظر شما این موفقیت، تاثیری در پیروزی این اشخاص در مبارزه با غول «حسادت» نیز خواهد داشت؟ در حوزه جلب «محبت» چطور آیا این افراد پیش‌تاز میدان هستند؟
بنابراین این‌طور که مشخص است این نوع موفقیت‌های روحی- روانی بر روی یکدیگر تاثیرات مثبت (سینرژی) دارند. یعنی با کسب یکی، به موفقیت در دیگری نیز نزدیک‌تر می‌شویم.
1- موفقیت‌های اجتماعي (مادی)
بیشتر افراد با این نوع از موفقیت‌ها آشنایی بیشتری دارند و اصولا شاخص‌های موفقیت در ذهن آنها شامل همین موفقیت‌های اجتماعی است. نظیر پست و مقام سازمانی، مدارک تحصیلی، شهرت، ثروت، زیبایی و...
ارتقای پست سازمانی برای کارمندان، اخذ مدرک تحصیلی بالاتر برای دانشجویان، شهرت روزافزون برای هنرمندان، ثروت و سود برای تجّار و بازرگانان، طراحی و اجرای یک پروژه موفق برای مهندسان، درمان یک بیماری صعب‌العلاج برای پزشکان، رفع اتهام از موکل و یا اثبات حقانیت موکل برای وکلا و نظایر اینها همگی مصادیقی از موفقیت‌های اجتماعی هستند.
در واقع بخش قابل توجهی از راحتی و آسایش ما مرهون تلاش‌های همین انسان‌های موفق است. شاید به ظاهر، آنها را نشناسیم اما باید بدانیم که ما هر لحظه از حاصل زحمات و دسترنج آنها استفاده می‌کنیم. کشف راه درمان بیماری‌ها جان هزاران نفر را نجات می‌دهد و در رگ‌های ناامیدان زیادی، امید به زندگی و شادابی را به جریان می‌اندازد.
این نوع موفقیت‌هایِ مفید به حال اجتماع، گاه اثرات ماندگاری دارد مانند کشف برق یا کشف قوانین جاذبه. یعنی هر روز بیش از گذشته اهمیت این اکتشافات مشخص می‌شود و کشفیات بسیاری بر پایه یا به کمک آنها میسر می‌شوند.
البته باید توجه داشت که به طور کلی ارزش‌گذاری موفقیت‌های اجتماعی، معمولا به سادگی قابل انجام نیست هر چند که در ظاهر و در نگاه اول تحت عنوان «موفقیت» مطرح می‌شوند.
به عنوان مثال تاریخ، شاهد وکلای زیادی بوده که به رغم تخطی از قانون و ارتکاب جنایت توسط موکل، او را تبرئه کرده و این موضوع را در پرونده خود به عنوان یک موفقیت ثبت کرده‌اند.
نکته دیگر این‌که برخی از این‌گونه موفقیت‌ها مشمول قانون عزل و نصب هستند. مثلا پست و مقام سازمانی با یک برگه کاغذ در چند خط به شخص ابلاغ می‌شود و از او فرد موفقی می‌سازد لیکن با یک برگه کاغذ دیگر، او را از مسند قدرت برکنار می‌کنند. چه بسا از دید اجتماع، شخص معزول به عنوان یک شخص شکست خورده و از اسب مراد افتاده قلمداد شود.
گاهی این‌گونه موفقیت‌ها فی‌النفسه و به واقع موفقیت محسوب می‌شوند اما تبعاتی به دنبال خود دارند که موجب گرفتاری و بروز مشکلاتی برای شخص موفق می‌شود. به عنوان مثال همه ما دیده یا شنیده‌ایم که برخی هنرمندان معروف با وجود شهرتشان به دام اعتیاد گرفتار شده‌اند. کسانی را که پول زیاد باعث شده کانون خانواده را از دست بدهند. دانشمندانی را که از نبوغشان در راه ساخت وسایل کشتار جمعی استفاده کرده‌اند. شاید این گونه تبعات، عامل «موفقیت» را زیر علامت سوال بزرگی قرار دهد.
پس به نظر می‌رسد که این دو نوع موفقیت یعنی موفقیت‌های معنوی و موفقیت‌های اجتماعی (مادی) اگر ملازم هم قرار گیرند، موفقیت فرد منجر به خوشبختی خواهد شد. زیرا مثلا شخص ثروتمندی که پایبند خانواده و همسر خود است از ثروتش لذت بیشتری خواهد برد. غرور بزرگ‌ترین خطری است که افراد مشهور و صاحب‌نام را تهدید می‌کند، اگر شخص صاحب‌نام بتواند در حوزه کسب «تواضع و فروتنی» به موفقیت‌هایی دست یابد هرگز در چاه غفلت سقوط نخواهد کرد. در رابطه با تعامل این دو گونه موفقیت (مادی و معنوی) در بخش سوم این مقاله بیشتر صحبت خواهیم کرد.
در مقاله بعد بیشتر به شناسايي انواع موفقيت در دنياي واقعي خواهيم پرداخت تا در مسيري كه انتخاب مي‌كنيم اين واقعيت‌ها را در نظر داشته باشيم.